حالا چیو می خوام با این داستان بهتون بگم:
ببینید در طول تاریخ همیشه دو ویژگی وجود داشته که زن و مرد را از هم جدا می کرده.یکی قوای جسمانی و دیگری زیبایی.اما قوای جسمانی قابلیتی داشته که می تونسته قوه دومی یعنی زیبایی را سرکوب کنه.در نتیجه اگر بخوایم یکم قدیمی فکر کنیم و این دو قوه را طبقه بندی جنسی کنیم یعنی قوه اول را به مرد و قوه دوم را به زن اختصاص بدهیم.می بینیم که هر وقت زنان آمده اند از قوه شان استفاده کنند.قوه سرکوب گر همیشه مانع می شده است.این ممانعت یا فیزیکی بوده است یا زبانی.حتی فرهیختگان جامعه ما نیز از این قضیه مستثنی نبوده اند و این سرکوب را تو شعرها و نوشته هاشون هم مشخص است.در نتیجه این قوه یعنی زیبایی همیشه زیر سایه قوه اولی قرار می گرفته است.
اما در جهان امروز (خصوصا جامعه خارج از ایران ) خانم ها به راحتی از این قوه استقاده می کنند.و حالا حتی شرایط جامعه امروز، اجازه استفادهِ سوءِ قدرتِ مردانه را به مردها نمی دهد.و حالا این زنان جامعه هستند که با استفاده از تمام قوایشان دارند با سرعت زیادی این گپ یا فاصله تاریخی را پر می کنند.
هر وقت هر کدام از این دو قوه غالب بوده اند،گرایشی عمومی به سمت اون قوه ها وجود داشته مثلا در زمان گذشته که قوای جسمانی قوه برتر بوده است حتی زنان جامعه نیز برای اثبات توانایی هاشون رو به این قدرت می آوردند.مثلا این داستان های زنانی که قَبای مردانه به تن می کردند به جنگ می رفتند از این نمونه است.که در همه فرهنگ ها هم وجود دارد.و امروز هم که قوه زیبایی یکی از قوای غالب جامعه است می بینید که حتی مردان نیز برای کسب اعتبار از این قوه استفاده می کنند...
حالا منظور من از طرح این مقدمه طولانی چیه، اینه که:
زنان در جامعه امروز ایران حتی بدون استفاده کامل از این قوه در حال پیشی گرفتن هستند ،آمار زنان دانشگاهی نیز دلیل درستی این ادعاست... و حالا (نا) مردان جامعه که از این پیشرفت می ترسند تمام تلاش خود را برای برگرداندن زنان به خانه هایشان با استفاده از همان قوه پوسیده می کنند.طرح مبارزه با بد حجابی و سهمیه بندی جنسی دانشگاه و غیره هم از ان جمله است...*